فال من به نام تو ببین چقدر بد اومده
سلام
چهارشنبه که رفتیم با دوستان سفر، تو جاده
استراحت کردیم و یه صبحانه ای خوردیم آخه صبح زود راه افتاده بودیم. من و 2
تا دیگه از بچه ها نشسته بودیم و منتظر بقیه بچه ها بودیم که رفته بودن تا
تجدید قوا کنن!! داشتیم صحبت میکردیم تا اینکه 2 تا پسر بچه اومدن و گفتن
ازمون فال بگیرین. یکیشون یه مرغ عشق خوشگل هم همراهش بود. من تاحالا با
مرغ عشق فال نگرفته بودم. دوستم بهش پول داد و گفت یکی من میگیرم یکی علی.
منم گفتم باشه امتحان کنم ببینم چطوره! مرغ عشق با اون نوک کوچولوش میکشید
بالا این فالا رو از وسطا یکی در آورد و دوباره یکی دیگه در آورد. بهش
گفتم اسمت چیه کوچولو؟ گفت: جعفر. گفتم آقا جعفر یه عکس از خودت و مرغ عشقت
بگیرم؟ میخوام بزارم تو وبلاگم. گفت آره فقط صورتم نیفته! گفتم باشه. بیا
پس پشت به آفتاب وایسا. هاله ای از نور هم شد! بعد عکسو بهش نشون دادم خیلی خوشحال شد. رفت و ما
هم فال ها رو باز کردیم. جفت فال ها که بد بودن! جعفر کوچولو عکست رو
همونطور که بهت قول داده بودم گذاشتم. اینم عکسش و اونم مرغ عشق خوشگلش:
پی نوشت: اینروزها مثل غروبای غمگین جمعه
دلم گرفته. یکم خسته ام.
پی نوشت: چند روز دیگه تولد یه وبلاگه!
پی نوشت: مرسی از همه ی دوستای
خوبم که بدون هیچ گونه چشم داشتی میان و سر میزنن و با کامنت ابراز محبت
میکنن.
* تیتر پست برای آهنگ
"مزار من" احسان غیبی هست.
